نور در عکاسی، فاکتور تعیین تضاد تا حصول تاکید در فرآیند عکاسی

از سرآغاز زیست انسان بر پهنه جهان، نور به طور مستمر و مداوم، با حفظ مسند فیزیکی و ماهیتی، منجر به ایجاد چشم انداز هایی در حوزه علم و معرفت نیز بوده است. نور عامل مرئی کننده و پدید آورنده است. امر دیده شدن، علاوه بر گذر از تاریکی مطلق، منوط به عبور از نور مطلق نیز، است. بنابراین آنچه که ضامن و منشا رویت است، ایجاد تضاد و یا کنتراست است که با حفظ و تاکید  بر هر دو عنصر تاریکی و روشنی ، راز زدایی را در کنار پدیدارندگی حصول میدهد. در عرصه هنر، نور به عنوانی ظرفیتی برای بیان گری، مورد استفاده است. کارکرد نور به گونه ای است که بر قابلیت های زیبایی شناختی یک اثر، به شکلی تعیین کننده و خلاقانه، پا فشاری کند. عکاسی از تلاش های بشر برای دسترسی به یک مدیوم برای خلق، ضبط و ثبت است. عکاسی از آن دسته از آرایه های بصری است، که هر گونه اطلاق و ابلاغی را با نور میسر میکند. در هنر عکاسی نور ( به واسطه وجود یا عدم وجود) و سوژه لازم و ملزوم یکدیگرند و از نور به عنوان مرکزیت تاثیر گذاری و قابلیتی ثانویه نیز بهره گرفته میشود. بدیهی است که فرآیند خلق اثر در هنر عکاسی و استفاده از نور به عنوان عنصر تاکیدی، تنها با رعایت دوگانگی تیرگی و روشنی، نتیجه میدهد. در مقاله پیش رو تلاش برای درک و دریافت مسیر تضاد تا تاکید است.

 

نور

از آنجا که جسم شناخته شده و مدل مشخص در ورطه تشابه با فرآیند نور نیست و فهم آن مبتنی بر شباهت نیست، تعریف دقیق این فرایند دشوار است. دریافت بشر از جهان، از دو طریق مغز و چشم انجام میشود. نور ، عنصری موثر در مفهوم بینایی است و متعاقباً دریافت و ثبت داده ها در مغز و ذهن انسان است. نور، غیر مادی ترین عنصر محسوس طبیعت، در واقع نشانه ی عالم والا و فضای معنوی است. نور و روشنایی چه ظاهری و چه عرفانی باعث می شود که زیبائی به چشم آید و رنگ و سایر زیبایی های شی جلوه کند.

نور جریانی از امواج و ذرات است که با برخورد با اشیای مختلف بازتاب و منعکس میشود و این اتفاق که واضح ترین توضیح درباره عملکرد نور است، منجر به پدیده دیدن میشود. نبود نور رویت اشیا و نه وجود آن ها را ملقی میکند. آنچه پس از نور ، جای سخن دارد، مفهوم روشنایی است. انعکاس بر اساس رنگ و بافت و سطح اشیا، روشنایی گفته میشود. دقت و ظرافت در بینایی، با روشنایی ارتقا مییابد. برای هر گونه شناخت و تشخیصی از فرم و رنگ ما به ادغامی از روشنایی و تضاد نیاز مندیم. در واقع ما به یک اندازه از برابری و تقابل روشنایی و متضاد آن، تیرگی،  در راستای عمل دیدن، بهره میبریم.

 

دوره های تخصصی عکاسی

 

 نور در هنرهای تجسمی

نور علاوه بر استفاده کاربردی، دارای بهره نمادین نیز است. در اغلب آثار سمبل های ربانیت و معنویت توسط عنصر نور به اثر الحاق میشود. در آثار هنری نو، به مثابه عنصر تاکید و تمرکز است، به طوری که بتوان قابلیت های هر جسمی را تشدید کرد. نور در پردازش یک اثر به اندازه رنگ و دیگر خصائص جسم، دارای اهمیت است. در بیشتر هنرهای تجسمی و تصویر علاوه بر القا زیبای شناسی، تزئین و تفکیک دو بخش از هم، از نور به منزله مددی موثر، در ایجاد و شکل گیری فضای پیرامون اثر،  هم استفاده میشود. از نور در هر ایجاد اهم و تاکیدی بهره برده میشود. کارکرد دوم، آکسان گذاری بصری است ک در غالب تاکید به قصد جلوه گر شدن مقصود هنرمند خالق، انجام میشود. این تاکید در غالب درشت نمایی ، فوکوس، تمایز و .. انجام میشود. در آثار هنری، نور به دو شکل طبیعی و طراحی راه ابراز خود را در اثر پیدا میکند. با تغییر نور، حالات و احساسات تغییر میکند. در آثار هنری بخش تاریکی که از آن به نام سایه یاد میشود دارای بار معنایی است. وجود سایه روشن در تصویر ، باعث جدا سازی و ایجاد تمایز بین یک شکل و شکل دیگر است.

سایه ناحیه تاریک ناشی از قرار گرفتن یک جسم ناشفاف بین نور و صفحۀ تصویر می باشد . وجود سایه روشن در تصویر ، باعث جداسازی و ایجاد تمایز بین یک شکل و شکل دیگر است .سایه پیش مقدمه ای برای تولید تضاد است، هر چه فاصله میان روشن ترین و تیره ترین نقاط اثر هنری بیشتر باشد، تضاد بیشتری حاصل خواهد شد. در واقع، چنانچه منابع نور متعدد تضاد بین نورها زیاد باشد ، افت بیشتری بین تیرگی و روشنی پدیدار شده و لکه های سیاه و سپید بدست خواهد آمد. نور در مشخص کردن زاویه دید ما نسبت به اجسام موثر است.از رسالت های دیگر نور در هنر های تجسمی، کمک به نشان دادن رنگ اشیاست به واسطه روشن تر کردن اجسام، میتواند شفافیت و روشنی و گاها بافت و کیفیت لامسه سطح  آن را بیشتر القا کرد، و با با تیره کردن، به نمایش زبری و سختی اجسام کمک کرد.

 

نور در عکاسی

از تضاد تا تاکید

کنتراست( contraste) یک واژه فرانسوی به معنای تضاد یا تفاوت و معادل کلمه انگلیسی کانترست contrast است. در فارسی و لغت‌نامه‌ی معین، (contrast )میزان اختلاف میان روشن‌ترین و تیره ترین بخش یک تصویر معنی شده است. تضاد،به معنای کنتراست، تقابل است. این تقابل به معنای دو گانگی است. تضاد عاملی برای تشخیص و تمیز است.در هنر تضاد به قصد ایجاد تعمدی دوگانگی به عنوان تکنیکی برای تاکی بر هر دو عنصر متضاد است. تضادر در هنر های تجسمی انوار مختلفی دارد.

  • تضاد در رنگ
  • تضاد در بافت
  • تضاد در اندازه
  • تضادر در جهت
  • تضاد در شکل

تضاد منجر به قدرت بیان بصری میشود. برای تاکید در اثر استفاده از تضاد، منجر به جلب توجه میشود و به معنا و مفهوم اثر ، استحکام میبخشد. کنتراست ارتباط منطقی و در عین حال متضادی را میان اجزا و عناصر مختلف یک ترکیب و یا یک اثر هنری بیان می کند. در هنر تجسمی تباین یا همان کنتراست بیانگر کیفیتی حسی ناشی از عملکرد متقابل دو یا چند خصوصیت متضاد عناصر بصری است. تضاد در بررسی با محیط پیرامون، معنا میگیرد. در واقع، کنتراست در هنر به معنای هم‌جواری تفاوت ها است. از تضاد برای ایجاد تمرکز ذهنی و حسی، بر موضوع خاص، استفاده میشود. در هر تصویر و تصویرگری، به تضاد نیاز است تا به عمق بیشتر دست یافته شود. شایان ذکر است که منظور از کنتراست و تضاد، وجود روابط و تأثیراتی است که هم تمایز و هم تأثیرات متقابل را میان تمام اجزای بصری مورد بررسی و مقایسه قرار می‌دهد. به این ترتیب وجود کنتراست ، صرفاً به معنای تضاد میان آن‌ها نیست. بلکه بررسی روابط و مقایسه میان آن‌هاست.

اما نقش تاکید در این تضاد چیست؟ این دو عاملیت تضاد و تاکید در یک چرخه مکمل با هم اند. به این معنا که بت شما یکی با ایجاد دیگری کمک کردید یا برای حصول به یکی به دیگری نیاز مندید. تاکید با برجسته کردن یک بخش در اثر هنری، میتواند ذهن مخاطب را به دریافت مقصود، به روش ساده تری، برساند. در آثا رهنری تاکید، حربه است برای ایجاد تمرکز و پافشاری در دیده و درک شدن عنصر خاصی، از جانب هنرمند. در واقع اغلب در آثار هنری، یک موضوع یا شی مقصور مورد نظر هنرمند است، و باقی محیط و پیرامونی است برای به چشم آمدن و کامل تر شدن آن تک عنصر. بارز ترین شیوه برای خلق تاکید، که نشان دهنده خط ذهنی هنرمند، و انتظار از مخاطب است، تضاد است.گاها تاکید با تکرار هم نیز حاصل میشود.

 

نور در عکاسی

نور در عکاسی

در عکاسی، نور نهاد دیدن و تولید تصویر است. مرکز ثقل و نقطه عطف و دقت توسط نور انجام میشود. استفاده هنرمند از نور به مثابه ابزار قدرت، سبب تمیز یک تصویر از دیگری است. کلمه فوتوگرافی(عکاسی) به معنای “نقاشی با نور” است. با بهره گیری گزینشی از نور میتوان بعضی از جوانب انتخاب شده موضوع را جلوی دوربین در روشنایی نگه دارید و آن هارا مجلل تر کنید و بعضی دیگر را در تاریکی حفظ کنید. در واقع عمل الویت بندی را با توجه به سوژه و هدف ، توسط زاویه و شدت نور میتوان مشخص کرد. تسلط بر نحوه استفاده از نور به نفع سوژه و حصول بهترین نتیجه از کارکردهای نور است. نورپردازی نه‌تنها روشنایی و تاریکی، بلکه لحن، حالت و فضا را هم تعیین می‌کند. برای به‌دست‌آوردن بهترین بافت، شفافیت رنگ و درخشندگی روی موضوعات، لازم است که نور را به‌درستی کنترل و تنظیم کرد. (با گذراندن دوره های جامع عکاسی، به کلیه علوم و فنون هنر عکاسی مسلط خواهید شد.)

اطلاعات بصری از طریق لنز دوربین انتقال میابند، و نوری که انعکاس میابد، موجب دیدن و ادراک سوژه میگردد. دیدگاه اولیه راجب نور این که دو نوع نور برای عکاسی وجود دارد، نوری که آن‌قدر روشن باشد که بتوان به راحتی عکس گرفت، نوری که خیلی تیره است و شاید تصویر‌برداری را غیرممکن می‌سازد. ولی عکاسان مجرب می‌دانند که این دو نوع نور فقط دو ظهور مختلف از یک کیفیت است.منبع نور در عکاسی به دو شکل طبیعی( نمایه های نور طبیعی، نور خورشید و آتش وماه، که سبب ایجاد نور روز و شب هستن) و نور مصنوعی که توسط منابع نور الکتریکی ( نوررسان هاس برقس، پروژکتور ها، چراغ قوه و …)

در عکاسی تضاد با فاصله و میزان نور حاصل میشود. هر چقدر منبع نوری به جسم نزدیک تر باشد ، تضاد سایه روشن بیشتر و تعداد ارزش های رنگی متوسط کمتر میشود و برعکس ، هر چه منبع نوری از جسم دور تر باشد ، تضاد سایه روشن کم تر و تعداد سایه ها بیشتر خواهد شد. هرچه تضاد بیشتر باشد، توانایی ساخت تصویرهای دراکاتیک بیشتر و هر چه تضاد کم تر باشد، و طیف نوری گسترده تر و به هم نزدیک تر باشد، از تحرک و وپویایی تصویر کاسته شده و به حس آرامش آن کمک میشود.

نود در عکاسی غالبا از سه زاویه، به سوژه داده میشود.

  • نور از روبه رو : نقاط تیره بسیار کمی را خلق میکند. سوژه را مسطح و بدون عمق میکند. خطوط محیطی تصویر را برجته نشان میدهد.
  • نور از پهلو: نقاط تیره بیشتری را داراست. کنتراست و تضاد بالایی دارد. به بعد دار شدن تصویر کمک زیادی میکند.
  • نور از بالا: تیره گی در پایین صحنه است، فضا سنگین و وزن دار میشود. بالای تصویر روشن است و تصویر به طور کلی دارای حس تازگی و تجدید است.
  • نور از پایین: احساس تیرگی و سنگینی در تصویر بیشتر است. وحشت، عدم آرامش و تزلزل دیده میشود. اگر سوژه اناسنس باشد، خشونت به سوژه تزریق میشود.
  • نور از پشت: اصطلاحا تصویر ضد نور و سیلوئت میشود، وضوح از بین میرود و با جز یک سطح تیره، چیز دیگری به چشم نمیخورد، سوژه در نور احاطه میشود و کیفیت موضوعی و تاکید میگیرد و گاها شکلی معنوی هم به تصویر میبخشد.

در خلق یک عکس، جهت نور تعیین کننده تمام کیفیات مرتبط با سایه، کنتراست، و بافت در عکاسی است. نور، عمق، شکل، بُعد یک صحنه و همچنین حس محرکه یک عکس را تامین می کند. بی شک از عنصر زمان که بیشتر در عکاسی با نور طبیعی از آن استفاده میشود، نباید غافل شد. دستیابی به زمان طلایی درست برای خلق کیفیت درست حائز اهمیت است. در مبحث عکاسی، به منظور برجسته سازی یک سوژه یا ایجاد حس خاصی در تصویر استفاده می‌شود. تضاد نوری، به عکاس کمک می‌کند تا پیام خود را بهتر به بیننده منتقل کند.

همان طور که گفتیم نور در غالب کنتراست و تضاد، در عکاسی، باعث تشخیص، تقویت احساسات، تفهیم میشود. کنتراست  ایجاد تضاد، مهم ترین عملکرد نور در عکاسی است، که به نتیجه ای شامل تاکیید و تمرکز رسیده میشود.

 

نتیجه گیری

نور منشا بهره بری از توانایی دیدن است. در طی ادوار گوناگون بشر فرصت استفاده هایی دیگری از نور را محیا کرد. بارز ترین نوع استفاده آن جنبه فیزیک و ماهیتی آن است و پس از استفاده از نو، به عنوان عنصر تاکید و تمرکز در هنر بوده است، ای مهم از طرق پردازش عنصر تضاد میسر شد، تضاد مهم ترین دستاورد هنر برای رسیدن به دو عنصر تیره روشن، با وفاداری به خصیصه هر دوی آنها بود. عکاسی با در دستری داشتن عامیلت نور، موفق ترین آرایه هنری مستفیض از خصایص تاکیدی نور است.

 

 

منبع

 

 

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *