مدیریت برند چیست؟

مدیریت برند

مدیریت برند یک مفهوم گسترده است که از تعیین نام تجاری گرفته تا ایجاد شخصیت و داستان برای برند و مدیریت برندی موثر و قوی ادامه دارد. همچنین در مدیریت نام تجاری، اهداف، ایده‌ها و استراتژی‌ها مهمترین داده ها برای اطمینان از مدیریت صحیح برند یا نشان تجاری هستند. لذا به منظور ایجاد ارزش برای برند و فروش محصول و خدمات توسط چنین برندی که ایجاد شده است، لازم است روند سفر برند با مراحل مناسب مدیریت شود.

همچنین مدیریت برند، در نتیجه به رسمیت شناختن نام تجاری به عنوان یک دارایی برای سازمانها و شرکت‌های دارای تولیدات یا خدمات شکل گرفته است. از سویی دیگر مدیریت برند در نتیجه درک این مهم شکل گرفته که صاحبین مشاغل و کسب و کارها به این نگاه و نتیجه رسیده اند که ارزشهایی که برند به مشتری ارائه می دهد نیاز به یک حوزه تخصصی جداگانه داشته و دارد.

مدیریت برند ایجاب میکند که با بازار رقابتی محصول تولید شده یا خدمات صورت گرفته بیشتر از گذشته آشنا شد و بازار داخلی و خارجی و رقابت در این بازار را مستقیما رصد کرد. در نتیجه این رصد بهتر میتوان به اهمیت وجود مدیریت برند پی برد. امروزه در بازار، نام تجاری یکی از تنها عناصری است که انتخاب بین هزاران محصول مشابه را برای مصرف کنندگان آسان می کند. مارک‌ها به دلیل جزئیات کوچک مانند؛ نمادها، طرح‌ها، نام‌ها و ویژگی‌های محصول، خود را از سایر محصولات مشابه متمایز می کنند. این در حالی است که برندها حاصل ترکیب همه این ویژگی‌ها هستند. از اینروست که عنوان می‌شود، مارک‌ها معرف وجود اعتماد و کیفیت نزد مصرف کننده و تولیدکننده هستند. چرا که مارک‌ها حامل اطلاعاتی پیرامون محصول یا خدمات تولید شده بوده و به مصرف کننده اطلاعاتی پیرامون شرایط تولید و حتی محل تولید کالا یا خدمات را ارایه می دهند.

نتیجه کلام آنکه شاید به دلیل برند بودن یک کالا یا خدمات قیمت تمام شده محصول گران‌تر از سایر تولیدات یا خدمات باشد اما مصرف کننده با اطمینان از کیفیت تولید،  دست به خرید خدمات یا کالایی زده است که سالها است تولید داشته و از سویی دیگر مصرف کننده میداند که جنس یا کالا و حتی خدماتی که از آن استفاده خواهد کرد با استانداردهای تولید جهانی برابر است. ازاینروی باید گفت مصرف کننده قیمت کالایی را خواهد پرداخت که توان رقابت در سطح جهان را دارد و نه بازارداخلی.

همچنین باید افزود؛ مصرف کننده با خرید یک برند در واقع این محصولات را بر رقبایشان ترجیح داده و از سویی دیگر استفاده از محصولات مارک دار و یا برند به او این امکان را داده است که از جایگاهی به مراتب قوی تر از نظر سلیقه و ذائقه خرید برخوردار گردد. فراموش نکنید پوشیدن تی شرت لاکوست یا ساعت رولکس اغلب به عنوان نماد وضعیت مالی خریدار تلقی می‌شود.

 

مزایای مدیریت برند چیست؟

از مزایای مدیریت برند علاوه بر تلاش در راستای ساختن یک نام تجاری موفق و برنامه ریزی برای برخورداری یک سازمان از نشان تجاری یا برند تجاری شناخته شده میتوان به جدیت این فرایند نزد مصرف کننده اشاره کرد به عبارتی زمانیکه کسب و کار شما و حتی شخص شما از یک برند یا نام تجاری حقیقی یا حقوقی مشخصی برخوردار باشد مصرف کننده یا مخاطب به شما بیشتر و بهتر اعتماد خواهد کرد و همین مهم تضمین کننده اولویت برند شما نزد مصرف کننده یا مخاطب است.

داشتن برنامه‌ها، استراتژی‌ها، تجزیه و تحلیل‌ها و کمپین‌ها در طول فرایند مدیریت برند از منسوخ شدن نام و فعالیت شما در نظر مصرف کننده جلوگیری می‌کند و به ماندگاری نام تجاری شما کمک میکند. همچنین در طول فرآیند ایجاد و حفظ نام تجاری، باید یک قدم از رقبای خود جلوتر باشید و تفاوت را ارائه دهید.

 

استراتژی و چشم انداز برند

برای اینکه برندها به اهداف خود برسند و از رقبایشان متمایز شوند، باید بین تولیدات خودشان و رقبایشان تمایزی قائل شوند و به درستی در ذهن مصرف کنندگان جایگاهی داشته باشند. ازاینروی علاوه بر ارزش نام تجاری مبتنی بر مصرف کننده، مارک‌ها مبنای مالی دارند. برای این منظور، عوامل زیادی از جمله؛ تجزیه و تحلیل رقبا گرفته تا کنترل، موقعیت یابی و تقسیم بندی برند باید در فرآیند ایجاد اولیه نام تجاری در نظر گرفته شود.

در بازار از نظر مصرف کننده استراتژی‌های متمایز در تولید و تجارت در اولویت قرار دارند از اینروی برای تبدیل شدن به اولین هدف نزد مصرف کننده در بازار باید از استراتژی تولید و تجارت قوی برخوردار شد که برای این منظور هر تولید باید ابتدا مارک یا برند تجاری خودش را داشته باشد که برای شروع چنین کاری اعلام نام برند به مخاطبان جامعه هدف، برنامه ریزی و اجرای هر مرحله ای که منجر به شناخت برند و همچنین مفهوم مدیریت برند بشود الزامی است.

به طور خلاصه، مدیریت و اجرای استراتژی‌ها و برنامه‌ها در راستای ایجاد یک نام تجاری موفق که شامل مراحل مختلف به منظور حفظ ارزش ایجاد شده خواهد شد مدیریت نام تجاری را ایجاب می‌کند. نحوه زنده ماندن یا ماندگاری هزاران مارک و برندی که ما هر روز در مورد آنها شنیده ایم یا نشنیده ایم بستگی به آگاهی از برند و مطالعاتی دارد که آنها انجام می دهند. مدیریت برند، که در اینجا محل بحث است، مطالعات بازاریابی و موقعیت یابی نام تجاری یا برند را ایجاب می‌کند.  از سویی دیگر نباید فراموش کرد که با توسل به مدیریت برند به هر اندازه نام تجاری یا برند و نشان تجاری سازمان یا شرکت شناخته شده‌تر باشد این مهم بر میزان ترجیح محصولات و خدمات ایجاد شده توسط آن نام تجاری تأثیرگذار است.

برای مارک یا برندهای تجاری و حتی برندهای شخصی ضروری است که استراتژی‌ها را در مکان و زمان مناسب اجرا کنند. به عبارتی نه تنها برای افزایش سود آن برند در بازار، بلکه برای پاسخگویی به نیازها و خواسته‌های مصرف کننده که امروزه قلب بازاریابی نام دارد باید این استراتژی‌ها در زمان و مکان مناسب خودش پیاده بشود.

این واقعیت که مارک‌ها و برندهای  معروف و موفق می‌توانند حتی جنس نامرئی را نیز بفروشند، بیانگر این مهم است که برند،  قدرت خرید خاص خود را دارد. بنابراین، بیایید نگاهی دقیق تر به مراحل مالکیت قدرت برند ، از فرایند ایجاد نام تجاری تا اجرای آن داشته باشیم؛

 

مدیریت برند

چرا مدیریت برند مهم است؟

باید توجه داشت که ایجاد یک نام تجاری یا برند برای شرکت یا سازمان و یا هر کسب و کاری که بدنبال توسعه کسب و کار به وسیله نام تجاری یا برند تجاری شناخته شده است کار چندان راحتی نیست. آنچه که در مشاغل مختلف و کسب و کارهای کوچک و بزرگ دیده ایم و شنیده ایم نشان داده است که بسیاری از برندها به رغم تلاش برای توسعه برند و نام تجاری صرفا چندین سال در بازار دوام آورده اند و در ادامه به رغم برخورداری از نام تجاری یا برند مشخص کالا یا محصول و حتی خدمات قابل ارایه آنچنان در بازار ناشناخته اند. برخی دیگر از کسب و کارهای دارای برند یا نام تجاری نیز هستند که هرگز نتوانستند برای سازمان یا تولیدات و محصولات خودشان نام تجاری یا برند شناخته شده‌ای ایجاد کنند و ناشناخته در بازار به تولیدات خودشان ادامه میدهند. از اینروی باید گفت؛ حضور در بازار رقابتی در کنار ایجاد و توسعه نام تجاری به شرایطی خاص و البته استراتژی‌های متفاوت از سایر رقبا نیاز دارد.

باید در خصوص دلایل ماندگاری یک برند یا نام تجاری کسب و کاری خاص به دلایلی از جمله جذب اعتماد مصرف کننده اشاره داشت. چرا که در نهایت این مصرف کننده است که در طول زمان قرار است نخست شما را بشناسد، سپس از کالا یا تولیدات شما استقبال کند و بعدها نیز به شما اعتماد کرده و مصرف کننده دائمی کالا یا خدمات شما باشد. همچنین پس از عبور از چنین مرحله ای است که شما به عنوان یک تولید کننده میتوانید در طول زمان خودتان را به عنوان یک برند یا نام تجاری موفق نه به مشتری یا مصرف کننده داخلی که در بازار به همه رقبا و مصرف کنندگان و مشتریان داخلی و خارجی بشناسانید. هر چند که برای شروع و تداوم چنین راه طولانی علاوه بر زمان، به عناصر دیگری از جمله کیفیت تولیدات و قیمت مناسب و تبلیغات بیش از همه نیاز خواهید داشت.

در این بین نباید از راز موفقیت برندها و نام‌های تجاری موسسات یا کارخانجات، تولیدات و خدماتی که هر روزه آنها را در ویترین ها یا راهروهای مختلف به عناوین مختلف تبلیغات سمعی و بصری آنهارا یا میبینیم یا میشنویم غافل شد چرا که این قبیل نام‌های تجاری یا برندها داستان سفر منحصر به فرد خودشان را دارند. بهترین پاسخ برای سفر طولانی همان مدیریت نام تجاری یا برند است که آنها توانسته اند مدیریت کافی داشته باشند.

این قبیل برندها به منظور تجدید و حفظ تصویر و تصویر مثبت در ذهن مصرف کننده، باید بر مسائلی از قبیل ؛

  • تکنیک‌های فروش
  • تکنیک‌های فروش مشتری محور
  • مطالعات برند
  • بازاریابی موفق داخلی و خارجی
  • ایجاد حس وفاداری در مشتری

و سایر ملزومات مدیریت برند بیش از همه واقف باشند و بر استمرار و تداوم اهداف خویش با مدیریت قوی تاکید داشته باشند. از اینروی باید اضافه کرد که بسیاری از کسب و کارهای موفق که با مدیریت برند پیش میروند سعی می‌کنند که با تکنیک‌های فروش مشتری محور و مطالعات برند، که با چرخاندن بازاریابی به سمت مصرف کننده پیش میرود به اهدافی از جمله ایجاد حس وفاداری در مشتری نیز برسند.

به طور خلاصه دسترسی به چنین هدفی مستلزم اخذ تصمیم و برای هر تصمیمی، برنامه ای برای رساندن برند به سطح بعدی، نیاز دارد که فرایند مدیریت برند از چنین توانایی برخوردار است لذا مشاغل و شرکت‌هایی که این مفهوم را نادیده می‌گیرند، نمی دانند چگونه قدم بعدی را بردارند.

 


دوره آموشی مدیریت برند


آیا ایجاد داستان برای برند مهم است؟

این واقعیت که مارک یا برند سازمان شما یک سفر سازمانی منحصر به فرد دارد می‌تواند آنرا در نظر مصرف کننده خاص کند. داستانی که شما دارید و البته از توانایی انتقال آن از طریق نماد، ظاهر و جملات و … برخوردار هستید میتواند تفاوت شما را نشان بدهد. فراموش نکنید مارک‌های قوی با داستان تجاری مناسب، زمینه ای را ایجاد می‌کنند که باعث می‌شود آنها در هر نماد و ظاهری که روایت میشوند بتوانند خودشان را به مصرف کننده یا مخاطب نشان بدهند.

 

چگونه برای نشان تجاری سازمان خودتان داستان ایجاد کنید؟

شاید هدف شما از شکل گیری یک کسب و کار کوچک یا بزرگ ورود به بازار و معرفی محصول و سپس هم معرفی یک برند یا مارک تجاری جدیدی باشد. به رغم ارزشمند بودن این هدف، زمانیکه از بازار صحبت می کنیم باید شرایط بازار مربوط به تولیدات یا محصول و همچنین شرایط ورود به آن بازار و بازاریابی را واقع بینانه تجزیه و تحلیل کنیم. همچنین باید در ادامه چشم انداز شما از ورود به این بازار نیز تجزیه و تحلیل شود. آنچه که در بازار طی سالهای مختلف مشاهده شده است مارک های تحت سلطه بر دنیای برند و مارک های فرعی و تقلبی در بازار است که همیشه پیرو و دنباله رو سایر برندها و مارکهای شناخته شده بوده و هستند از اینروی برای آنکه خودتان در بازار باشید و با برند و منطق خودتان در بازار شناخته بشوید باید گام های اولیه را محکم تر بردارید.

به عبارتی باید نخست یک ارزش تجاری برای برند یا نام تجاری سازمان یا محصولاتتان درست کنید. باید داستانی داشته باشید تا مصرف کننده براساس آن داستان واقعیت برند یا نشان تجاری سازمان شما را بپذیرد و براساس این داستان تفاوت و تمایز خودتان با سایر برندها و مارکها را به مصرف کنندگان خودتان نشان دهید.

باید یادآور شد؛ گاهی داستان برند نشانگر تفسیری است که توسط نام تجاری ایجاد شده است و این مهم تفاوت و تمایز شما با سایر برندها و مارک‌ها است. وقتی مصرف کننده از بوی، مزه، شیء یا ابزاری که توسط برند ایجاد شده است استفاده می‌کند، معنای تفاوت و تمایز برند شما با سایر برندها را متوجه می‌شود. بعضا این نشان تجاری به معنای یک تسکین، گاهی اعتبار، گاهی هم به معنای استفاده عملی تلقی می‌شود اما در هر شکل برند شما یا نشان تجاری سازمان یا تولید و محصول شما قرار است با چنین داستانی تمایزش را با سایر رقبا به شما به عنوان مصرف کننده اعلام کند. لذا ارزش نام تجاری برند یا نشان تجاری سازمان یا محصول و کالای شما بسته به داستانهای سازگار و اطمینان بخشی که ایجاد کرده اید افزایش خواهد یافت. با این تفاسیر از نظر شما چگونه میتوان برای یک برند یا نشان تجاری تصویری با داستان تجاری قوی و ماندگار ایجاد کرد؟

 

  • نخست اهداف و چشم انداز خودتان از نام گذاری برند یا نشان تجاری سازمان یا محصولات خودتان را بیان کنید.
  • طی یک برنامه پاسخی جامع به نیازها و تقاضاهای مربوط به تولیداتان داشته باشید. به عبارتی برای خودتان مشخص کنید شما قرار است با این تولید یا خدمات ارایه شده کدام نیاز را رفع و پاسخگوی کدام نیاز یا تقاضا در بازار باشید.
  • شما به مصرف کننده چه وعده ای خواهید داد؟.
  • پاسخی منطقی به وعده های خودتان داشته باشید.
  • برای چشم اندازی که از نام گذاری برند یا نشان تجاری خودتان دارید میتوانید از یک تجربه، نماد، ایده و تفاوت برای نشان دادن تمایز به مصرف کننده استفاده کنید.
  • باید بتوانید از طریق چنین نمادهایی یک تصویری از برند را برای مصرف کننده به شکل یک داستان روایت کنید.

 

به عنوان مثال؛ این تصویر از برند یا نشان تجاری سازمان شما باید جلوه و تأثیری ماندگار در ذهن مخاطب یا مصرف کننده ایجاد کند چیزی مثل ” خنک کننده آرامش بخش” که برای نوشیدنی چون ” کوکاکولا ”  به کار میرود. به عبارتی شناسایی خواسته‌ها و نیازها و اینکه بتوان این نیازها را در ذهن مصرف کننده به برند یا نشان تجاری تبدیل کرد خودش هنری است که قطعا مدیریت برند در کنار شما میتوانید آنرا به درستی ترسیم کرده و با جزئیاتش آنرا به داستان تبدیل کرده و در ذهن مخاطب یا مصرف کننده ماندگارش کند.

 

چگونه یک برند بسازیم؟

برای برندسازی باید زیر ساخت‌های لازم را فراهم کنیم . این زیر ساخت‌ها چه نکاتی هستند؟ و آیا همه کسب و کارها و تولیدات  توانایی ایجاد چنین زیر ساخت هایی را دارند؟. برای چنین کاری بهتر است نخست؛

  1. یکم؛ عنصر و عناصر جامعه هدفتولیدات برند خودتان را مشخص کنید. به عبارت بهتر به بازار تولیدات توجه کنید و مشخص کنید که برای تولیدات یا کالا و محصولاتی که دارید چه کسی یا چه کسانی قرار است توجه کنند و چگونه میتوان این کالا یا تولیدات را برای مصرف کننده و جامعه هدف آنها مشخصا ارایه داد یا جامعه هدف را متاثر از این قبیل تولیدات کرد؟.
  2. دوم؛ باید توجه داشته باشید که هر نام تجاری دارای یک هدف است لذا برای رسیدن به چنین هدفی چه برنامه ای و با کدام استراتژی شما را به چنین موفقیت یا موقعیتی خواهد رساند و بازدهی نام تجاری را برای شما به همراه خواهد داشت. باید دومین مرحله از استراتژی فکری شما در تدوین راهبرد مدیریت برند یا مدیریت نام تجاری مجموعه خودتان باشد.
  3. سوم؛ توانایی شناسایی نقاط عطف فرایند برند را داشته باشید یا از عوامل تعیین کننده در این راستا کمک بگیرید. مثل اینکه شما باید از توانایی شناسایی تبلیغات مناسب در راستای معرفی برند و حتی تشکیل و ساماندهی کمپین‌های تبلیغاتی و روابط عمومی موثر در راستای شناسایی برند و همچنین اجرای موفق مدیریت برند برخوردار باشید.
  4. چهارم؛ باید از توانایی معرفی شخصیت برند به جامعه هدف برخوردار باشید.
  5. پنجم؛ نیازها و خواسته های بازار و جامعه هدف کالا یا تولیدات و خدمات خودتان را مشخص کنید .
  6. ششم؛ بازار جامعه هدف کالا یا تولیدات و محصولات خودتان را ارزیابی کنید و تجزیه و تحلیل مناسبی از وضعیت بازار و موقیعت فعلی و آینده خودتان در چنین بازاری داشته باشید.
  7. هفتم؛ به این درک برسید که چگونه میتوانید با برند و مدیریت برند جامعه هدف یا مصرف کنندگان را متاثر از تولیدات یا محصول و خدمات خودتان بکنید.
  8. هشتم؛ نباید فراموش کنید که تجربه هر فرد یا هر مصرف کننده در این بازار متفاوت است پس بازخوردهای مثبت و منفی را کنار یکدیگر بچینید و داستان لازم برای سفر برند خودتان را آماده کنید.

 

به برند خودتان هویت بدهید

بسیاری از صاحبین کسب و کارهای موفق که دارای نام تجاری و برند مشخصی هستند توصیه کرده اند که پیش از انتخاب نام تجاری یا همان برند کسب و کار بدنبال تائید و کسب هویت تجاری موفق باشید. هویت تجاری بدین معنا که نخست برای خودتان و مجموعه کسب و کار خودتان مشخص کنید که ؛

  • قرار است چگونه در ذهن مخاطب نقش ببندید ؟
  • چگونه بر مصرف کننده یا مخاطب کالا یا خدمات تاثیرگذار باشید؟
  • مشخص کنید که چگونه قرار است به مخاطب یا مصرف کننده هویت تجاری را توضیح دهید

در خصوص مفهوم هویت برند نیز باید گفت: هویت برند عبارت است از؛ کلیه خدمات مستقیم و غیر مستقیمی که از سوی تولید کننده محصول، کالا یا خدمات به مصرف کننده یا مشتری ارایه می شود . همچنین ابزارهای ایجاد هویت برند نیز عبارتند از ؛ کلمات متعلق به سازمان تولیدکننده یا ارایه دهنده خدمات، شعار برند، رنگ ها، نمادها و لوگوها.

 

هویت برند

نکات کلیدی در انتخاب نام برند

با توجه به تعریفی که از هویت برند شد باید توجه داشت که انتخاب نام تجاری یا برند پس از تعریف هویت برند امکان پذیر است همچنین هنگام انتخاب نام برند باید به چند نکته توجه داشت از جمله؛

  • نکته اول؛ نام برند از کلمات و عناصری انتخاب شود که تمایز و تفاوت را از مارک ها یا برندهای رقیب به خوبی نشان دهد.
  • نکته دوم؛ گفتن و تلفظ نام برند برای مخاطب یا مشتری برند آسان باشد.
  • نکته سوم؛ در زبانهای خارجی حامل بار معنایی منفی نباشد.
  • نکته چهارم؛ از نظر قانونی مناسب باشد.
  • نکته پنجم؛ دارای کیفیت باشد. به عبارتی کیفیت محصولات یا تولیدات و خدمات را به مخاطب یا نشان دهد یا به نوعی بازگو کند
  • نکته ششم؛ نام برند یا نام تجاری سازمان یا محصولات و تولیدات باید برای استفاده در رسانه‌ها و تبلیغات از عنوان و نامی مناسب انتخاب و استفاده بشود.
  • نکته هفتم؛ نام تجاری یا نام برند باید از انعطاف لازم در برابر تغییرات فرهنگی و تجاری برخوردار باشد.
  • نکته هشتم؛ نام برند و نام تجاری سازمان یا محصولات شما از نامی انتخاب شود که برایحتی فراموش نشود. هم تلفظ آن آسان و راحت باشد و هم بار معنایی مثبت داشته باشد و هم براحتی در ذهن ثبت شده و فراموش نشود.
  • نکته نهم؛ نام برند یا نام تجاری سازمان بیانگر موقعیت تولید یا خدمات باشد. فراموش نکنید که جدا از نام تجاری، موقعیت برند برای ثبت در ذهن مصرف کننده عنصر مهمی است. به این معنا که موقعیت یک برند براحتی میتواند عنصر متمایز کننده برند یا نام تجاری سازمان و تولیدات شما از رقبایش باشد. موقعیت یابی برای یک برند یا نام تجاری ارزش ویژه ای را در ذهن مخاطب یا مصرف کننده ایجاد خواهد کرد و این ارزش تجاری در تعیین قیمت نهایی تولیدات یا محصول و خدمات تاثیر فراوانی خواهد داشت. موقعیت یابی یک برند جایگاه نام تجاری سازمان یا تولیدات شما را در ذهن مخاطب یا مصرف کننده تثبیت خواهد کرد و ازاینروی مخاطب جامعه هدف شما نمی تواند براحتی نام برند یا نام تجاری شما را فراموش کند.
  • نکته دهم؛ برندها میتوانند از طریق خدمات مناسب و با کیفیتی که به مشتری یا مصرف کننده ارایه می دهند تاثیر مثبت کافی در ذهن مخاطب یا جامعه هدف این نام تجاری ایجاد کنند لذا نام تجاری در جذب مشتری یا مصرف کننده تاثیر فراوانی خواهد داشت.
  • نکته یازدهم؛ موقعیت یابی برند اطلاعات مهمی را در تعیین استراتژی برند، تعیین استراتژی بازاریابی برند به مدیران بازاریابی ارایه خواهد داد.
  • نکته دوازدهم؛ نکته آخر آنکه یکی از مباحث مهم در مدیریت برند، تعیین استراتژی توسعه نام برند یا توسعه نام تجاری است. از اینروی هنگام ایجاد یا ثبت نام تجاری یا نام برند اساسا 4 استراتژی متفاوت براساس نوع محصول و ویژگی‌های محصول و طبقه بندی‌های صورت گرفته در خصوص محصول یا خدمات ارایه شده توسط سازمان یا کسب و کار وجود دارد. این 4 استراتژی عبارتند از ؛ استراتژی گسترش خط تولید، استراتژی توسعه نام تجاری، استراتژی توسعه برند، استراتژی چند برند. در توضیح این 4 استراتژی باید به موارد زیر اشاره داشت؛

 

استراتژی گسترش خط تولید

استراتزی گسترش خط تولید برند به منظور معرفی ویژگی‌های جدید برند نظیر؛ ارایه خدمات بسته بندی توسط همان برند یا نام تجاری، ایجاد و توسعه رنگ‌های جدید در نام تجاری یا نام برند در دسته محصولات شرکت یا کسب و کار که با نام تجاری یا نام برند مشابه ارایه می‌شود چیزی مشابه کاری که کارخانجات کوکاکولا انجام داد.

به عنوان مثال؛ زمانی‌ که کوکاکولاعلاوه بر تولیدات روال خود، دست به تولید کوکاهای رژیمی برد، برای تبلیغ این خط تولید از برند خودش با نام تجاری خودش اما در دسته رنگ و بسته بندی جدید اقدام کرد. بسته هایی و رنگ‌هایی جدید که به مخاطب از قبل گفته بود این رنگ متعلق به کوکاکولاهای رژیمی این کارخانه است.

استراتژی توسعه نام تجاری برند

این بخش از استراتژی به گسترش خط تولید برند یا نام تجاری شما بستگی دارد. به عنوان مثال زمانیکه کفش آدیداس علاوه بر تولیدات کفش خودش که بیشتر هم به تولیدات کفش معروف است، دست به توسعه خط تولید جدید زد و محصول دیگری با عنوان لاک‌های  آدیداس به بازار ارایه داد از کفش‌های آدیداس به عنوان مارک لاک کفش آدیداس استفاده کرد که این مهم نیز نمونه ای از این استراتژی است.

استراتژی توسعه برند

هنگامی که قرار است یک کسب و کار با نام تجاری یا نام برند مشخص خط تولیدی جدید به مجموعه تولیدات یا خدماتی خودش اضافه کند، این استراتژی به طور فعال در فرایند تمایز این عنوان برند یا نام تجاری استفاده می‌شود. علاوه بر اینکه، استراتژی توسعه نام تجاری جدید ممکن است در قالب شرکتهایی صورت بگیرد که در دسته جدیدی با نام تجاری جدید قرار است وارد بازار بشوند.

استراتژی چند برند

هدف از شکل گیری این استراتژی برآوردن خواسته ها و نیاز مختلف مصرف کنندگان در یک گروه محصولات مشخص از کمپانی مشخص، اما با ویژگی‌های متفاوت است. چیزی مشابه کاری که کمپانی گلرنگ خودمان می‌کند. کمپانی گلرنگ به تولید کننده شامپو و نرم کننده موی معروف است. اما علاوه بر شامپو و تولیدات مربوط به موی سر، نسبت به توسعه خط تولید جدید از همان رده شوینده اما با کارایی مختلف اینبار در غالب شوینده‌های مختلف ظروف تا جرم گیر آشپزخانه با نام برند یا نام تجاری جدید اقدام کرده است.

یا نمونه خارجی این استراتژی کاری است که کمپانی تولید کننده شوینده پریل ترکیه انجام داد. همه میدانیم که پریل برند شست و شوی ظروف معروف این کمپانی است اما در ادامه همان کمپانی علاوه بر پریل از جرم گیر سورف نیز رونمایی کرد. در نتیجه  در خصوص پاسخ به این سئوال که مدیریت برند چیست نیز باید به فرایند زیر اشاره داشت. فرایند مدیریت برند عبارتند از؛

 

فرایند مدیریت برند

  • تحلیل بازار؛ ارزیابی اطلاعات اولیه در مورد بازار تولیدات یا خدماتی که قرار است ارایه بدهید، تقسیم بندی، تجزیه و تحلیل رقبا و تجزیه و تحلیل روند در این بخش گنجانده میشود.

 

  • تجزیه و تحلیل وضعیت نام تجاری؛ تجزیه و تحلیل شخصیت برند و ویژگی‌های فردی مصرف کنندگان در این دسته گنجانده میشود.

 

  • اهداف موقعیت یابی نام تجاری برند در آینده؛ ابتکارات کمپانی یا کسب و کار شما در آینده و همچنین استراتژی‌های نام تجاری در این بخش گنجانده شده است.

 

  • آزمایش جایگزین‌های جدید؛ شناسایی بازارهای آزمایشی محصول یا خدمات تولید شده یا قابل ارایه در این بخش جای دارند.

 

  • برنامه ریزی و ارزیابی عملکرد؛ تعیین هزینه های بازاریابی، اندازه گیری اهداف متقابل و نوع اقدامات بازاریابی برنامه ریزی شده برای انجام در فرایند مدیریت برند در این مرحله تعیین می شود.

 

نتیجه گیری؛

با توجه به توضیحاتی که پیرامون فرایند مدیرت برند و شکل گیری نام برند تا توسعه نام تجاری یا نام برند عنوان شد مهمترین مساله حایز اهمیت در جذب مخاطب یا جامعه هدف هر برندی که هدفش از شکل گیری برند،  توسعه و فروش محصولات یا خدمات است توجه به کیفیت تولید یا کیفیت خدماتی است که قرار است به جامعه هدف ارایه بدهد.

شما از هر طیف و کسب و کاری که باشید یک تولید کننده یا یک شرکت خدماتی باشید چندین عنصر در ماندگاری نام برند شما در ذهن مخاطب یا جامعه هدف تاثیر خواهد داشت. عنصر اول زمان است که طی زمان تولیدات یا خدمات خوب خودش را به مخاطب یا مصرف کننده نشان می دهد و عنصر دوم کیفیت خدمات یا تولیداتی است که قرار است در بازار برای شما مخاطب یا مصرف کننده  ومشتری جذب کند به عبارتی به هر اندازه که تولیدات یا خدمات شما از استانداردهای تولید بالا و با کیفیت برخوردار باشد به رغم تمام تبلیغاتی که میتواند در راستای شناخت شما به جامعه هدف کمک حال شما باشد عنصر زمان و گذشت زمان مهمترین عامل در جذب مخاطب یا مصرف کننده و همچنین جذب اعتماد مصرف کننده ای خواهد شد که قرار است بعد ها از طریق فرایند بازاریابی حس وفاداری او مکمل توسعه استراتژی شکل گیری نام برند یا نشان تجاری تولید یا خدمات شما باشد.

و کلام آخر آنکه برای تصاحب قدرت یک نام تجاری موفق به کیفیت تولید ، قیمت قابل رقابت و زمان بیش از همه توجه کنید.

 

منبع

یک دیدگاه ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *