توصیف فرم

توصیف فرم

فرم ، چگونه توصیف می شود و عکاسی ، چگونه عناصر صُوری را از نقاشی و هنرهای تجسمی وام می گیرد ؟ فرم به چگونگی ارائه موضوع گفته می شود . بن شان ، نقاش و عکاس که در سال های ۱۹۳۰ کار می کرد ، می گفت فُرم شکل محتواست . اظهارات توصیفی درباره ی فُرم عکس به چگونگی ترکیب ، آرایش و ساختمان دیداری مربوط می شود .

با در نظر گرفتن چگونگی استفاده از آنچه بدان ( عناصر صُوری ) می گوییم ، می شود فُرم عکس را بررسی کرد .

عکاسی این عناصر را ، از فُرم های هنری نقاشی و طراحی به ارث برده است : نقطه ، شکل ، خط ، نور و ارزش نور ، رنگ ، بافت ، تراکم تصاویر ، فضا و حجم .

عناصر صُوری دیگر که برای عکاسی تعریف شده اند عبارتند از : دامنه ی تون های سیاه و سفید ؛ کنتراست موضوع ؛ کنتراست فیلم ؛ کنتراست نگاتیو ؛ کنتراست کاغذ ؛ قطع فیلم ، نقطه ی دید ؛ که فاصله ی دوربین تا موضوع و عدسی مورد استفاده را شامل می شود ؛ زاویه ی عدسی ؛ کادر و لبه ، عمق میدان ، وضوح دانه ها ، و درجه ی وضوح .

منتقدان به شیوه های استفاده از این عناصر صوری ( اصول طرح ) می گویند که شامل : (مقیاس ، تناسب ، وحدت در تنوع ، تکرار و ریتم ، توازن ، نیروهای هادی ، تاکید و تبعیت اجزا ) از یکدیگر است .

ادوارد وستون می گوید عکاس هنگام عکسبرداری دست به گزینش و استفاده از برخی عناصر صوری می زند : با تغییر دادن وضعیت دوربین ، زاویه ی دوربین ، یا فاصله ی کانونی عدسی ، عکاسی کمپوزیسیون های بی شماری را از یک موضوع معین به دست می آورد .

اخیرا جان سارکوفسکی ، در موزه هنر معاصر نیویورک مسئولیت برگزاری نمایشگاه ها را به عهده دارد ، ضمن تکرار گفته های وستون نکته ی مهمی را بدان افزود : سادگی عکاسی در این حقیقت نهفته است که تهیه ی عکس بسیار ساده است . پیچیدگی تردید آمیز آن در این حقیقت نهفته است که تهیه ی هزاران عکس دیگر از همان موضوع ، به همان نسبت ساده است .

 

جن گروور
جن گروور ، متولد ۱۹۴۳ ، نیوجرسی ایالات متحده

 

سوزان کیسماریک در مقاله ای که برای کتابچه ی راهنمای نمایشگاه جن گراوور نوشته است در قسمتی از مقاله به نکته ای اشاره می کند که مثال خوبی است در این مورد که چگونه منتقد می تواند فرم و تاثیر آن را بر موضوع توصیف کند :

استفاده ی شگفت انگیز از عنصر صوری در این تصاویر ، مقیاس اشیاء در آن هاست .

اندازه ی وسایل خانگی ، کارد ، چنگال و قاشق بزرگتر از اندازه ی واقعی است .

درک متعارف از مفهوم این اشیاء پیش پا افتاده ، دگرگون می شوند . آرایش بشقاب ها کاردها و وسایل خانگی ، بیننده را جذب و مسرور می کند و موجب می شود این وسایل در برابر نگاه ما جان بگیرند ، هر چند در همان لحظه ، به احساس ما نسبت به نقش اصلی این وسایل در دنیای طبیعی ، تلنگر می زنند .

نور مصنوعی به دقت کنترل شده ، به این تاثیر کمک می کند .

 

جن گروور ، بدون عنوان ۱۹۷۷

 

بازتاب رنگ ها و شکل ها بر روی شیشه ، فلز و آب ، که در زندگی واقعی لحظه ای به چشم می آید ، یا اصلا نمی آید ، در اینجا ثابت شده است و موضوع جدیدی را در برابر چشمانمان خلق کرده است . رنگ های طبیعی اشیا در عکس شدت یافته اند .

اشیای آلی با مصنوع دست انسان در کنار هم قرار گرفته اند . بافت های صاف و ملایم با بافت های خشن توازنی ایجاد کرده اند و احساس با اجسام به نزاع برخاسته است .

عناصر صوری که کیسمارک بدان ها اشاره می کند عبارتند از نور، رنگ ، بافت ، اصول طرح ، مقیاس ، آرایش اشیاء و در کنارهم قرار گرفتن آن هاست . او مقیاس را اصل مسلط طرح می نامد و سپس اثر استفاده از مقیاس را در عکس و ادراک ما را وصف می کند .

او اشاره می کند که نور ، مصنوعی و به دقت کنترل شده است . رنگ ها طبیعی است ؛ برخی از شکل ها صناعی و برخی آلی هستند و در کنار هم قرار گرفته اند . به بافت ها اشاره می کند که هم خشن هستند و هم صاف و ملایم و سرانجام به حس و جسم اشاره می کند .

توصیف کیسمارک از این عناصر و تاثیر آن ها ؛ به فهم ما و درک اثر گروور یاری می رساند .

در یک پاراگراف ، کیسمارک نشان می دهد که منتقد به طور همزمان چگونه موضوع و فرم را وصف می کند و همین طور منتقد در یک پاراگراف دست به توصیف ، تفسیر و ارزیابی می زند . مام بردن از اشیاء ، توصیف است و اشاره به اسرارآمیز بودن آن ها ، تفسیر عکس است . نظر نویسنده مثبت است . پس از خواندن پاراگراف در می یابیم که کیسمارک عکس های کیسارک را خوب تلقی می کند و برای این امر دلیل ارائه می دهد و دست به داوری می زند . داوری اش متکی بر توصیفات است .

 

منتقدان چگونه کارماده را در آثار هنری عکاسان مشهور ، توصیف می کنند ؟

 توصیف کارماده به آنچه که اثر هنری از آن ساخته شده است گفته می شود .

در دهه هفتاد کولمن در بررسی عکس های بی نتلز در مورد کارماده ای که او از آن استفاده می کرد ، چنین توصیفی به دست می دهد : ( بخیه ، پلاستیک حساس و منسوجات ، مواد عکاسی مایع خشک … مو ، ماهی خشک ، پودر شربت کول اید ، پر ، و چیزهای دیگر ) . کارماده ی عشق اتمی سندی اسکاگلند ، ۱۹۹۲ ، را می توان در نهایت سهولت و صحت ، عکس رنگی دانست ، اما برای نصب و استقرار عکس ، اسکاگلند از مویز ، رزین اپوکسی ، مبل و اثاث ، مانکن های بیجان و و مدل های زنده استفاده می کند .

 

سندی اسکاگلند/ ۱۹۴۳

سندی برای ساخت هر عکس چندین ماه وقت صرف می کند. معمولا گروهی از افراد از تدارکات تا صحنه آرا و بازیگران درگیر کار او می شوند

برای خلق روحانیت گوشت ، حدود چهار کیلوگرم همبرگر خام خرید تا با آن ها دیوارها را در عکس بپوشاند ، و در عروسی ، دیوارها و کف را با مربای پرتقال و توت فرنگی رنگ کرد . توصیفات درباره ی کارماده ی تصویر مشخص می کند که اثر عکس است یا نقاشی رنگ روغن و یا چاپ تیزابی .

توصیفات ممکن است اطلاعاتی درباره ی نوع و اندازه ی فیلم مورد استفاده و اطلاعات فنی دیگر درباره ی عکسبرداری و نحوه ی کار عکاس را در بر بگیرد . هر سه منتقد درباره ی چگونگی کار اودون در نمایشگاه غرب آمریکا صحبت کرده اند .

دیویس می گوید که اودون هنگام چاپ عکس ها ، هیچ بخشی از آن ها را حذف نکرده است ، آنها را رتوش نکرده و برای نورپردازی از نور طبیعی سود جسته است و از کاغذ سفید به عنوان پسزمینه استفاده کرده است .

ویلسون به سه پایه و دوربین و کاغذ سفید به عنوان پسزمینه و امکان اودون در ایستادن کنار موضوع و نه در پشت دوربین اشاره می کند . او نیز اشاره می کند که

 

اودون ۷۵۲ بار عکاسی کرده است و می افزاید اودون در پنج تابستان پیاپی به هفده ایالت ، از کانزاس تا کالیفرنیا سفر کرده است .

 

 

ریچارد اودون

از پیشگامان عکاسی مُد و پرتره

۱۹۲۳-۲۰۰۴

 

 

ویلی اطلاعات فنی چندانی به دست نمی دهد اما اشاره می کند که اودون موضوع هایش را در برابر پسزمینه ی سفید قرار داده است و دو نفر دستیار داشته است که در دوربین او فیلم می گذاشته اند . او به روش کار اودون اشاره می کند و شیوه ی کار او را از دید روانشناختی توصیف می کند : او کنترل کامل دارد ، با اقتدار بر موضوع هایش مسلط است . او در اینجا ، همچنانکه برای عکس های مُد ، صحنه را می چیند ، و مدل هایش را هدایت می کند .

کیسمارک در مقاله ی خود راجع به آثار گروور ، مشخص می سازد که عکاس در برخی از عکس ها از فرایند پلاتین – پالادیوم استفاده کرده است . کیسمارک توضیح می دهد که این شیوه در سال ۱۸۷۳ اختراع شده است تا عکس های پایدار به دست آید ، در عین حال ، به زیبایی های چنین عکس هایی نیز اشاره می کند – لطافت ، خاکستری های ملایم ، رنگمایه های گرم . کیسمارک به توجه بیشتر گراوور به عکاسی اشاره می کند ، هرچند که در زمینه نقاشی آموزش دیده است : گروور با استفاده از عکاسی به جای نقاشی بر توانایی عکس در ثبت تخیلات تاکید می ورزد .

منتقدان آثار ویتکین معمولا به نحوه ی استفاده ی او از عکاسی اشاره می کنند . گری ایدیانا در مقاله ای در نشریه ی آرت این آمریکا می نویسد : که بسیاری از عکس ها به داگرئوتیپ شباهت دارد و می افزاید : عکس ها حاشیه ی سیاه و تکه تکه دارند که آن ها را به نقاشی شبیه کرده است . هال فیشر در مقاله ای در آرت ویک ، می نویسد ویتکین در عکاسی دست می برد و سپس به جلوه های کار او اشاره می کند : با خراشیدن نگاتیو و پاک کردن انتخابی بخشی از عکس ها به وسیله ی رنگبر ( بلیچ ) و رنگدهی به وسیله ی رنگبخش ( تونر ) ، این هنرمند حال و هوای قرن نوزدهم را به تصاویرش می دمد بی آنکه واقعیت در عکس رخ نشان دهد .

جیم جوردن یک سال بعد در همان نشریه می نویسد که دستگاری ویتکین ، موجب می شود عکس ها کهنه و قدیم به نظر برسند ، گویی به قرن هجدهم و دوره ی لویی شانزدهم تعلق دارند . جوردن سپس می افزاید که ویتکین از دوربین رولیفلکس و کاغذ عکاسی پورتریگا استفاده می کند و گاهی دستمال کاغذی خیس روی کاغذ عکاسی می گذارد و آن را به رنگبخش آغشته می کند .

 

سندی اسکاگلند

سندی اسکاگلند ، عشق اتمی ، ۱۹۹۲

 

بدین ترتیب توصیف کارماده از توضیح برچسب موزه فراتر می رود . در مورد برچسب عکس های جن گروور می توان اشاره کرد که ( سه عکس رنگی کروموژنیک ) یا ( چاپ پلادیوم – پالادیوم ) یا ( چاپ ژلاتین – نقره ) توصیف کامل تنها به فرایندی که او از آن سود جسته ، و نوع چاپ ختم نمی شود ، بلکه تاثیر این جلوه ها بر چگونگی بیان عکاس نیز توضیح داده می شود . منتقد ممکن است به عنوان بخشی از تفسیر یا قضاوت ، در مورد این تاثیرات بیشتر تفحص کند ، ولی او باید در قسمت توصیف نقد به روشنی به خاصیت ابزار کار ماده اشاره کند .

 

ریچارد اودون

ریچارد اودون ، رونالد ، فیشر ، زنبوردار ، دیویس ، کالیفرنیا ، ۱۹۸۱

 

منتقدان سبک های عکاسی را چگونه بررسی و توصیف می کنند ؟

سبک ، نشانگر شباهت میان آثار هنری متنوع یک هنرمند ، جنبش ، دوره یا منطقه ی جغرافیایی است و می توان آن را از خصوصیات عناصر صوری بازشناخت .

نئواکسپرسیونیسم به عنوان سبک جدید ناشی شناخته می شود و پیکتوریالیسم ، عکاسی ( جهت دار ) و ( زیبایی شناسی عکس فوری ) سبک های عکاسی هستند .

سبک هر عکاس را می توان با توجه به موضوع هایی که وی برای عکاسی انتخاب می کند ، چگونگی استفاده از عکاسی و چگونگی آرایشی صوری عکس بررسی کرد . توجه به سبک ، بیشتر تفسیری است تا توصیفی .

اطلاق عناوینی نظیر ( آمریکایی معاصر ) یا ( تغییر قرن ) به عکس ، کمتر بحث برانگیز است تا اطلاق عناوینی نظیر ( واقعگرا ) یا ( صریح ) یا ( ساختگی ) یا ( مستند ) .

سه منتقد کارهای اودون که در اینجا مورد بحث ما هستند ، علاقه ی خاصی دارند که روشن کنند سبک اودون ( مستند ) است یا ( غیر مستند ) یا ( مُد ) . معین کردن سبک اودون کاری بیش از توصیف است اما شامل توصیفاتی است درباره ی خود موضوع و اینکه اودون چگونه از آن ها عکس می گیرد ، و عکس های او شبیه چیست .

در برخورد سه منتقد با سبک اودون ، اظهارنظر ویلی کاملتر از دیگران است . ویلی به پرتره های پیشین اودون اشاره می کند .

او پرتره های پیشین اودون را به طور کلی (رویارویی ) می نامد و می نویسد ( رویارویی ، مستقیم ، با موضوعی که تنها در وسط ایستاده و مستقیما به بیننده خیره شده است ) . او شرح می دهد که اودون طلسم افراد مشهور را زیرکانه می شکند – نقاب از چهره ی آنان بر می گیرد و قدرتمندان را به حد انسانی زمینی ، پایین می آورد ، غرور احتمالی را در هم می ریزد .

ویلی در مورد برخورد اودون با موضوع های غرب آمریکا حمایت آمیز برخورد نمی کند : شیوه ی کار او غیرقابل تایید ، نسبت به موضوع برتری جویانه و آشکارا و متکبرانه و سوء استفاده جویانه می داند .

از افراد سرشناس عکس می گیرند تا منتشر کنند ، در حالی که مردم غرب آمریکا اینن چنین نیستند ، به نظر ویلی این افراد در دستان اودون ( بی گناهانی هستند که به مسلخ برده می شوند ) . بر اساس حقلیق توصیفی درباره ی سبک اودون ، ویلی فراتر از توصیف و تفسیر سبک او گام بر می دارد و قضاوتی منفی در ذهن خواننده ایجاد می کند .

چگونه در تحلیل نقادانه ، آثار عکاسان مقایسه می شود و تضادهایشان رخ می نماید ؟

شیوه ی معمول تحلیل نقادانه ، مقایسه کردن آثار عکاس با کارهای دیگر خود او ، با کارهای عکاسان دیگر ، یا آثار هنرمندان دیگر است . مقایسه ، بررسی و یافتن وجوه اشتراک و افتراق میان آثار مورد نظر با آثار دیگر است .

هر یک از سه منتقدی که مورد بحث ماست ، آثار اودون را با دیگر عکاسان مقایسه کرده اند .

دیویس گستردگی کار نمایشگاه غرب آمریکای اودون را با پروژه ی مستند ویلیام هنری جکسون و ادوارد کورتیس در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم مقایسه می کند .

جکسون ،کاشف ، نویسنده و عکاس بود که در طول بیست و پنج سال ، ده ها نگاتیو از سرخپوستان و مناظر غرب آمریکا تهیه کرد . کورتیس بین سال های ۱۹۰۷و ۱۹۳۴ بیست جلد از مجموعه ی ( سرخپوستان آمریکای شمالی ) را منتشر کرد .

هر چند دیویس سه عکاس را با یکدیگر مقایسه می کند اما از نظر قابلیت ، اودون را همپای دو عکاس دیگر نمی داند . دیویس در قضاوت و نه در توصیف ، می گوید اودون نه جکسون است و نه کورتیس .

منتقدان الزاما مقایسه ی عکاس را به عکاس دیگر محدود نمی کنند . ویلسون اودون را با چند متخصص دیگر که عکاس نیستند و در زمینه های ادبیات ، مد و فرهنگ فعالیت داشته اند ، مقایسه می کند : سام شپارد ، ادوارد کورتیس ، متیو برادی ، اگوست ساندر ، خوان دیدیون ، نورمن میلر ، ترومن کاپوته ، اویل نیول ، سالوادور دالی ، السا شیاپارللی ، چارلز جیمز ، اندی وارهول ، تام ولف ، کالوین کلین ، جورجیا اوکیف، انسل آدامز ، ایروینگ پن .

ویلسون ، اودون را با قصه پردازان و کسانی که پل رابط میان مد و هنر بوده اند ، مقایسه می کند ، زیرا ویلسون معتقد است اودون با عکس هایش بر مُد برتری می جوید .

از سه منتقد ، ویلی به مقایسه ی ریشه دارتری دست می زند ، و توجه ویه ای به مشابهت ها و تفاوت ههای میان آثار اودون و آثار رابرت فرانک ، اگوست ساندر ، دایان اربوس می کند . ویلی به کتاب آمریکایی ها ۱۹۵۹ کار رابرت فرانک اشاره می کند ، زیرا این کتاب همچون کارهای اودون ( نگاهی خشن به آمریکا ) است و هر دو نسبت به موضوع عکاسی بیگانه اند : فرانک سوییسی است و اودون گاوچران نیست . ویلی عکس ها و شیوه ی کار هر یک را توصیف می کند و سپس تفاوت ها و مشابهت های میان آنان را مشخص می کند .

 

یک منتقد چگونه باید منابع اطلاعات بیرونی و درونی را همزمان ارزیابی کند ؟

دیدیم که منتقد با توجه به موضوع نکات بسیاری را در می یابد و بدانها اشاره می کند مثل فرم ، کارماده ، و سبک . و همان طور که قبل اشاره شد ، منتقدان به منابع بیرونی مراجعه می کنند تا اطلاعات توصیفی بیشتری گرداوری کنند ، اطلاعاتی که به فهم بیشتر عکس کمک می کند . سه منتقد آثار اودون در نوشته هایشان از اطلاعات بسیار استفاده کرده اند که از عکس ها قابل استخراج نبودند .

با دیدن عکس های اودون بیننده نمی فهمد که اودون ۱۷۰۰۰ نگاتیو تهیه کرده است ، یا ۷۵۲ بار برای عکاسی رفته است ، یا موزه ی امون کارتر از او حمایت مالی کرده است ، یا عکس ها را عکاس مشهور مد گرفته است .

این اطلاعات از منابع گوناگون به دست آمده است . مثل اخباری که در اختیار مطبوعات گذاشته شده است ، مصاحبه با هنرمند یا کتابچه ی راهنمای نمایشگاه .

برای مقایسه کارهای جدید اودون با کارهای پیشین خودش و آثار دیگران ، حتی آثار غیرتصویری ، هر یک از سه منتقد به منابع بیرونی مراجعه کرده اند .

 

تاثیرات روانشناختی و کشف آنها در ابعاد زندگی هنرمند ، چگونه به منتقد کمک می کند تا نقد بهتری بنویسد ؟

در اینجا مثال دیگری غیر از نقد کارهای اودون ذکر می کنیم . واندرن کوک در کاتالوگ نمایشگاه ویتکین ، برای نوشتن مقدمه ای ، اساسا بر اطلاعات بیرونی تکیه می کند . کوک اطلاعات را از پایان نامه ویتکین که در دانشگاه نیومکزیکو و در سال ۱۹۷۶ نوشته است ، استخراج کرده است .

 

جوئل پیتر ویتکین ، متولد ۱۹۳۹ ، آمریکا – نیومکزیکو ، مشهور به عکاس مرگ

 

در این پایان نامه ویتکین درباره ی کارهای خود توضیح داده است . بسیاری از اطلاعاتی که کوک ارائه می دهد در باره زندگی ویتکین و انگیزه های روانی وی برای تهیه ی عکس های خاص هست . کوک معتقد است اطلاعات درباره ی زندگی ویتکین بسیاری از نکات مبهم موجود در عکس هایش را روشن میکند و کوک انگیزه های روانی ویتکین را با اشاراتی به سرگذشت تکان دهنده ی او پی می گیرد . اینکه در شش سالگی شاهد یک حادثه ی اتومبیل بوده و از نزدیک دخترکی را که سرش از تن جدا شده بوده ، دیده است .

کوک همچنین اشاره می کند که پدر ویکین یهودی ارتدوکس و مادرش کاتولیک بوده اند و به دلیل اختلافات مذهبی از یکدیگر جدا شده اند ، و نخستین تجربه ی جنسی او با یک مخنث بوده است و بعد از ظهر ها در نیویورک در کوپر یونیون مجسمه سازی آموخته است و مدتی در جنگ ویتنام به عنوان عکاس ارتش ، شرکت کرده و یکی از کارهایش عکاسی از قربانیان تصادفات و خودکشی بوده است .

سینتیاکریس ، با استناد بر اطلاعات بیرونی ، که شامل مقاله کاتالوگ نمایشگاه کوک و سخنرانی ویتکین در موسسه هنر شیکاگو می شود ، درباره ی ویتکین مطلبی نوشته است .

کریس مخصوصا به نحوه ی کار ویتکین اشاره می کند که چگونه برای یافتن موضوع های غیر متعارف برای عکس هایش – در خیابان ها در پی موضوع می گشته و مردم را تعقیب می کرده و در صفحه های نیازمندی ها اطلاعیه می داده است و در پایان سخن ( آن ها را فهرست کالا ) می خواند – زیرا کریس شوه ای او را قابل اعتراض می داند . منتقدان و نظریه پردازان نقد در باره اهمیت و مطلوبیت برخی اطلاعات بیرونی ، نوع اطلاعات و طرق گرداوری آن ، اختلاف نظر دارند .

دی کلمن ، به برقرار کردن رابطه میان منتقد و هنرمند ، معترض است . با این حال لوسی لیپارد به همکاری منتقد و هنرمند اعتقاد دارد و گفتگو با هنرمندان را توصیه می کند و معتقد است که باید نظر هنرمند را در مورد کارش جویا شد .

در گذشته ، منتقدان از اشاره به زندگینامه و اطلاعات روانشناختی درباره ی هنرمند پرهیز می کردند و معتقد بودند کار باید مورد ارزیابی قرار گیرد و نه خود هنرمند .

بیشتر منتقدان معاصر هرچند از بررسی محتوای عکس استقبال می کنند اشاره به فضایی را که منجر به تهیه اثر هنری شده است  ضروری می دانند .

پرداختن یا نپرداختن به اطلاعات توصیفی بیرونی به ارتباط آن ها با موضوع بستگی دارد . کار منتقد در تصمیم گیری اینکه چه مطالبی را توصیف کند یا نکند بر اساس تفکیک کردن اطلاعات انجام می گیرد و منتقد اطلاعات مربوط یا نامربوط بر موضوع ، مفید یا غیرضروری را از یکدیگر جدا می کند .

مسلما منتقد پرداختن به زندگینامه را بر کار نقدنویسی ترجیح نمی دهد و به جای اشاره کردن به ارزش های درونی کار به حقایق جذاب زندگی هنرمند نمی پردازد .

 

در یک نگاه کلی ، توصیف و تفسیر در کار نقد چگونه است ؟

احتمالا توصیف بدون تفسیر مثل تفسیر بدون توصیف ، امری ناممکن است . منتقد می تواند در ذهن خود عناصر توصیفی موجود در عکس را فهرست بندی کند ، اما در همان وقت مجبور است دائما آن عناصر را چنانچه دارای مفاهیمی باشند ، در کلیت عکس در نظر بگیرد .

اما کل ، با توجه به اجزا معنا می یابد . رابطه میان توصیف و تفسیر مانند چرخه ای است که از جزء به کل و از کل به جزء می رسد .

هرچند منتقد ممکن است بخواهد ذهنی تا حد ممکن عناصر توصیفی را فهرست کند ، هنگام نوشتن نقد به ناچار باید حدودی برای کار خود قائل شود به طوری که ذکر این عناصر به فهم و ارزشیابی عکس کمک کند . منتقد با تفسیر آنچه عکس بیان می کند ، ارتباط را روشن می کند .

خواندن نقدی که در آن تفسیر از پی تفسیر یا نکته ای از پی نکات دیگر می آید بی آنکه خواننده بتواند یکی از آن ها را امر مسلم تلقی کند ، خسته کننده خواهد بود .

تلقی خواننده بر مبنای چگونگی تفسیر و ارزیابی منتقد از عکس است ، یا اینکه او چگونه ارزیابی می کند .

همین طور تفسیر کردن بدون در نظر گرفتن تمامی آنچه در عکس است ، خطاست ، و تفسیر هایی که برای عناصر توصیفی اثر علت ذکر نمی کند یا بدتر از آن نمی تواند ذکر کند ، تفسیر های ناقص هستند . همین طور قضاوت کردن بدون ذکر دلیل ، غیر مسئولانه خواهد بود .

 

توصیف و ارزیابی در نقد عکس چطور شکل می گیرد و پیام آن در یک کلام نهایی از منتقد بازتاب می یابد  ؟

جوئل پیتر ویتکین ، عکاس بحث برانگیزی است که عکس های بحث برانگیز می گیرد . قضاوت منتقدان در مورد کارهای او متفاوت است ، مثبت یا منفی یا بینابین ، اما قضاوت هرچه باشد بر توصیف آنان اثر می گذارد .

سینتیا کریس آشکارا کار او را تایید نمی کند : عکس های متفاوت ویتکین نشانگر تصویر کردار و ظاهر انسانی ستم کشیده و غم فروخورده است ، در حالی که هال فیشر می نویسد : جوئل پیتر ویتکین ، سازنده ی صور عجایب ، گاهی تصویر گری غریب و گاهی خارق العاده ، یکی از هنرمندان پرانگیزه ی دهه اخیر است .

جن تورنتون از نیویورک تایمز ویتکین را یکی از بزرگترین عکاسان اصیل معاصر می خواند .

ارزیابی آن ها ، چه منفی و چه مثبت ، اغلب با توصیف آمیخته است . مثلا گری ایندیانا ، عباراتی در توصیف خصوصیات صوری کارهای ویتکین دارد ( لکه هایی که ناشی از نوردادن اضافی است ، و ناصافی هایی در لبه ی عکس ) و بیل برکسون همان ناصافی ها را ( شیره مانند ) توصیف می کند . این ها توصیفات صرف و خنثی نیستند بلکه توصیفاتی در عدم تایید هستند .

جیم جوردون منتقد دیگر می نویسد ( گستردگی غیرقابل باور صراحت فرم در عکس های ویتکین ) و ادعا می کند ( سطح عکس های ویتکین حاکی از آن است که اینها اثر هنری هستند ) . عبارت جوردون ( گستردگی غیر قابل باور صراحت فرم ) با توصیف درآمیخته است و نهایتا قضاوت و نظر مثبت او را بیان می کند .

در نقدهای منتشر شده ، توصیفات به ندرت فاقد ارزش است . منتقدان توصیفات خود را با توجه به نظرهای مثبت یا منفی شان می نویسند ، آن ها بدین وسیله می خواهند هم به لحاظ توصیفی و هم به لحاظ ارزیابی بر نظر خواننده نسبت به اثر هنری تاثیر بگذارند .

منتقدان در نوشته های خود ، خواننده را اغوا می کنند . خواننده باید بتواند توصیفات منتقد را از داوری هایش باز شناسد و توصیفاتی را که از نظر ارزشگذاری خنثی هستند از توصیفات انباشته از ارزشگذاری ، حتی از روی زیرکی نوشته شده باشند ، تفکیک می کند ، به طوری که بتواند از جنبه ی فکری موضع مخالف یا موافق اختیار کند .

منتقدان نوپا می کوشند عکس را توصیف کنند ، بی آنکه در مورد آن قضاوت منفی یا مثبت ارائه دهند ، زیرا این امر را به نفع خود می دانند . بنابراین به توصیفات دقیق و خنثی ، که از نظر قضاوت بار منفی یا مثبت داشته باشد ، توجه بیشتری می کنند .

 

 

اهمیت توصیف برای خواننده ای که از راه نقد ، اثر را می خواهد بشناسد ، تا چقدر تاثیرگذار است ؟

توصیف در نقد ، چه منتقد تازه کار باشد چه با تجربه ، اهمیت فوق العاده دارد ، زیرا منتقد باید کار را بشناسد ، به ویژه اگر اثر هنری ناشناخته باشد و هنرمند فردی معروف نباشد .

توصیف برای خواننده نیز حائز اهمیت است ، زیرا دارای اطلاعات قاطع و جالب است که موجب می شود خواننده تصویر را بفهمد و آن را ارزیابی کند .

توصیف اطلاعاتی درباره ی عکس و نمایشگاه ارائه می دهد ، زیرا خواننده ممکن است آن عکس یا نمایشگاه را ندیده باشد . توصیف اساس کار است و خواننده ممکن است از طریق آن ها با تفسیر و قضاوت منتقد همسو شود یا نشود .

توصیف عکس و مطالعه ی توصیف ها درباره ی عکس به ویژه از این نظر دارای اهمیت است که مردم عکس را نه به عنوان تصویر بلکه به مثابه ی دریچه ای برای نگرستین تلقی می کنند . نگاه می کنند . زیرا به دلیل واقعگرایی متداول در بسیاری از عکس ها و به دلیل آن که مردم بدین نکته واقفند که عکس توسط دستگاهی ( دوربین عکاسی ) تهیه می شود ، مایلند عکس را واقعی بپندارند تا تصویری از رویدادها و افراد .

تصویر طبیعت نیست ، تصویر طبیعی نیست ؛ تصویر ساخته ی انسان است . عکس ، مهم نیست که چقدر عینی یا علمی باشد ، ساختار دست فرد است با اعتقادات و نگاه های خاص ، و ما باید بدین شکل با آن برخورد کنیم ، توصیف موضوع ، فرم ، کارماده و سبک یعنی در نظر گرفتن عکس به عنوان تصویری که افراد آن را ساخته اند و نباید تصور دیگری درباره ی آن بکنیم ، توصیف مقدمه ی نقد نیست ، توصیف خود نقد است .

توصیف سنجیده که توسط منتقد بافراست و با استفاده از زبان دقیقی ارائه می شود ، بیان آگاهانه ای درباره ی عکس است که فهم و درک ما را از عکس افزایش میدهد.

 

دو اثر دیگر از ویتکین

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.