اسطوره شناسی هنر

اسطوره ها

به طور کلی اسطوره شناسی هنر در دیدگاه ها و فرهنگ های مختلف معانی متعدد دارد، اما به صورت کلی ابتدا باید به تعریف واضحی از اسطوره شناسی دست یابیم که در یک جمله آن را چنین می توان تعریف کرد: اسطوره عبارت است از روایات یا جلوه های نمادین درباره ایزدان فرشتگان موجودات فوق طبیعی و به طور کلی جهان شناختی که یک قوم به منظور تفسیر خود از هستی به کار می برد.

اسطوره سرگذشتی ست مقدس ، که در زمانی ازلی رخ داده و به گونه‌ای نمادین و وهم‌انگیز می‌گوید که چگونه مخلوقات پدید آمده‌اند و هستی شکل گرفته است یا از میان خواهد رفت ، در نهایت اسطوره به شیوه‌ای تمثیلی و نمادین پاسخگوی مهمترین سوالات بشر راجع به پیدایش هستی است و از آنجا که هنر روح انسان را تسلی می بخشد در واقع مرجع آن با اسطوره یکی است و اینگونه است که بررسی اسطوره شناسی هنر جالب توجه است ، حتی به بیانی دیگر، هنر یکی از راه های بیان اسطوره است.

 

پیشینه

پیش از به وجود آمدن خط و  نگاشتن، این هنر است که به بیان اسطوره ها به شکل های مختلف می پردازد. در واقع اسطوره های نوشتاری تداوم اسطوره های تصویری هستند. بسیاری از جلوه های هنر، مضمون اساطیری در درون خود دارند. ما در این مقاله می کوشیم ریشه های این مضامین اساطیری را در آثار هنری بیابیم و اسطوره شناسی هنر را مورد بررسی قرار بدهیم.

 

هنر و طراحی برای حفظ بقا

انسان بر خلاف تصور ما ضعیف ترین موجود بشری ست. زیرا انسان دارای جسم یا بدنی نیست که ساختار کلی آن با تغییر و تحولات شرایط زیست محیطی سازگاری داشته باشد

و به همین خاطر او یگانه کسی در در چرخه هستی است که به دنبال خلق چیزی بوده است تا خودش را قدرتمند تر سازد. در واقع انسان برای حفظ جان و در پی آن استمرار حیات یا تداوم بقای خود، در میان دیگر جانوران ،مجبور بود میزان سازگاری با طبیعت را افزایش دهد و این از هیچ طریقی ممکن نبود غیر از طراحی.  زیرا طراحی ابزار اولیه به او قدرتی  می داد که در جهت حفظ جان خویش بکوشد.

در واقع انسان زمانی قادر به ساخت ابزار است که پیشتر طرح تمام شده آن را در ذهن خود تصور و یا حتی تجسم کرده باشد.

اکنون که انسان قادر است برای تامین نیازها و قدرت خویش دست به طراحی وسایل بزند، به مرور زمان ضرورت ایجاد رابطه بین ذهن و دست او ایجاد میشود و آنجا که بشر از نیازهای اولیه آسوده می شود ، با نگاه به آسمان و دیدن ستارگان یا طبیعت اطراف خویش شروع به خیال پردازی و سعی در کشف جواب سوالات خود می کند. برای تمام مظاهر طبیعت الهه ای قایل میشود و اینجاست که اسطوره و هنر پدید می آید.

 

دوره آموزشی تاریخ هنر معاصر جهان

 

ابتدایی ترین مضامین اسطوره شناسی هنر

یافته های باستان شناسی ثابت میکند که انسان اولیه بر روی استخوان شکار خویش که از طریق آن غذای خود را به دست می آورده است، شروع به حکاکی میکرده.  این یافته ها نشان می دهد که  حتی در تاریخی  پیش از پیدایش خط و زمانی که بزرگترین دغدغه انسان تامین غذا و سازگاری خویش با طبیعت بوده است، زندگی انسان جنبه فرهنگی داشته است .

نمونه دیگری که ساختار انتزاعی ذهن نئاندرتال‌ها یا انسانهای اولیه را برای ما می نمایاند، یافته ای است در غار دراخن لوخ در سوییس. در ورودی این غار از تخت سنگ هایی به بزرگی ۸۰ تا ۱۰۰ سانتی متر صندوقی تقریباً بزرگ سامان یافته است که حاوی ۷ عدد جمجمه خرس همه رو به سوی ورودی غار دارد. کمی آن طرف تر نیز در جایی طاقچه مانند ۶ جمجمه دیگر درست به همان شکل و رو به سوی ورودی غار در کنار هم ردیف شده اند. یکی از جمجمه ها از طرف ورودی غار از  سقف سر سوراخ شده و درون آن سوراخ هم استخوان ساق پای خرسی قرار داده شده است. از این یافته به وضوح پیداست که خرس در شعائر و مناسک دینی ناندرتال ها جایگاه ویژه ای داشته است .خرسی که وضعیت دشوار زیست‌محیطی زمستان را در خواب بلند مدت سپری می‌کند و با بهبود این وضعیت به طرز شگفت انگیزی دوباره به زندگی خود باز میگردد. به بیان دیگر خرس از دید ناندرتال ها موجودی بوده است که بعد از مرگ حیاتی دوباره یافته و به زندگی قبلی خود باز می گشته است.

بنابراین حتی انسان های اولیه به موضوع زندگی پس از مرگ توجه و فکر می کردند و سعی می کردند این اسطوره را در مقابل بازآفرینی مناسکی و یا به کار بردن هنری زنده نگاه دارند و منتقل کنند و از دید اسطوره شناسی هنر این نخستین شکل حفظ تفکر اساطیری بشر به وسیله ابتدایی ترین نوع هنر و طراحی  است.

 

نخستین مضامین اساطیری

پس از پایان یافتن عصر حجر قدیم، تغییر و تحولات طبیعت انسان را مجبور می کرد تا شکل زندگی خود را تغییر دهد. بدین‌ترتیب نه ابزارهای فرهنگی تولید شده برای انسان کافی بود و نه حتی مفاهیم انتزاعی که تا آن زمان در ذهن خود آفریده بود.

تغییر و تحولاتی که در طبیعت رخ می داد انسان را به کشف خدایانی پیشبرد که از سویی بر طبیعت حکمرانی می کردند و از سویی اداره جهان دیگر را در اختیار داشتند. بدین ترتیب نوع جدیدی از هنر با نقاشی بر دیواره غارها پدید آمد. به بیان دیگر انسان با مشاهده تغییرات فصول و نوع طبیعت پیرامون خود به نوعی از خلاقیت دست یافت تا افکار خویش را سامان ببخشد و در عین حال راهی برای عینیت بخشیدن به آن افکار از طریق ایجاد هنر و نقاشی  پیدا کرد.

در واقع با این کار انسان کوشید با بهره گیری از قوه خلاقانه خود به مفاهیم ذهنی و ضمیر ناخودآگاه خود شکل و شمایلی محسوس دهد و آنچه ناپیداست را آشنا سازد.

همانطور که پیشتر هم اشاره شد انسان با اعتقاد به وجود جهانی دیگر نخستین اسطوره خود را خلق کرد. اعتقاد به وجود جهانی دیگر و تولد دوباره انسان مرده در آن جهان آن هم به دور از همه نواقص و ناتوانی خود نخستین اسطوره انسان است.

 

 نقاشی های دیواره غارها

نخستین نقاشی های نقش گرفته بر دیواره غارها به دوره پارینه سنگی یعنی به حدود ۱۰ تا ۳۵ هزار سال پیش تعلق دارد قدیمی ترین و مشهور ترین نقاشی از این دست از دید عموم متخصصان نقاشی دیواره غار شعبه در جنوب فرانسه است که به ۳۲ هزار سال پیش تعلق دارد.

 

نقاشی گاو نر درcheuvet فرانسه
نقاشی گاو نر درcheuvet فرانسه

 

چنان که مشاهده می‌کنیم نخستین احساسی که از رویت این نقوش به انسان دست می دهد در مفهوم لغوی آن حقارت است. سبک این نقاشی ها واقع گرایی یا رئالیسم ست .

امروزه مطمئنیم که این نقوش برای تزیین غار ها به کار نرفته است ،از سویی می دانیم که همه حیواناتی که در این نقاشی ها به چشم می خورند در یک کلمه عظیم الجثه اند، چنان که انسان های نقش شده در کنار آنان گاه صد بار از آن ها کوچکترند. به بیانی دیگر، دیدار این حیوانات به نوعی تداعی گر مرگ است. پیداست که انسان عصر حجر با  کشیدن این تصاویر بر دیواره غار و دیدن آن ها به طور مداوم، سعی در مهار ترس خود از مرگ داشته است.

اکنون می‌توان گفت که این نقاشی ها در واقع بازتاب یا به بیانی فنی تر فرا نمایی اسطوره هایی است که خود محصول ضمیر ناخودآگاه بشری اند. این نقاشی‌ها در واقع مصداق تصویری همان اسطوره ها هستند. در بسیاری از نقاشی ها و نقش برجسته های اغلب فرهنگ های منسوب به بین النهرین اکثر قریب به اتفاق خدایان با سرپوش هایی  به شاخه های گاو نر وحشی نقش شده اند. جای توجه دارد که جمجمه گاو نر وحشی در دوره‌های بعد نیز نشانی از نامیرایی و حتی قداست اخروی بوده است.

تصویر متشکل از حیوان وحشی عظیم‌الجثه‌ای در میان انسانهای دوره‌های بعدی با اختراع خط و در پی آن خلق متون متفاوت به شکل نوشتاری بر الواح گلی سومریان نقش بست . قدیمی ترین نسخه نوشتاری این صحنه حدود سه هزار سال پیش از میلاد در متون اسطوره های موسوم به گیلگمش دیده می شود. در واقع گیلگمش نخستین اسطوره مکتوب بشری است.

پادشاه اروک بزرگترین شهر منطقه بین النهرین، گیلگمش با کسی که خدایان برای مجازات او گسیل کرده‌اند ،انکیدو ، از در دوستی درمی آید و از این طریق بر قوت و قدرت خود می افزاید. از این رو بر آن می‌شود که به کارهای نامیرا و ماندگار دست یابد به دنبال این و پس از کشتن غول  جنگل سدر به اتفاق رفیق شفیق خود انکیدو مورد توجه همگان حتی خدایان قرار می گیرد، چنان که یکی از الهه گان، ایناننا سخت به او دل می بندد و پس از اندک زمانی این دلبستگی به عشقی آتشین مبدل میشود. ایناننا از گیلگمش خواستگاری می کند و بر خلاف انتظار او و شاید همگان، گیلگمش به این خواستگاری جواب منفی می‌دهد زیرا به تحقیق متوجه می‌شود که همه شوهران سابق این ایناننا همواره در سختی و عذاب بوده اند و به شکل فجیعی جان سپردند.

اینجاست که رد شدن از طرف موجودی میرا برای نامیرایی چون ایناننا  بسیار سخت می‌آید، چنانکه در پی انتقام از گیلگمش برمی‌آید. از خدای آسمانها گاو نر وحشی که یاری گر همه الهه گان در جنگ و انتقام درخواست می‌کند که در اسرع وقت گیلگمش و دوست او انکیدو را از این بابت عذابی سخت دهد اما باز برخلاف انتظار همگان خدایان و الهه گان گیلگمشو انکیدو گاو نر وحشی را از پای در می آورند و می کشند و از این لحظه پیوند  ایناننا با دنیای تاریکی ها جهان سایه ها و دنیای مردگان کاملا قطع می شود زیرا گاو نر وحشی در واقع شوهر خواهر اوست که الهه دنیای زیر زمین یعنی دنیای مردگان است.

این اسطوره ها در واقع توصیف زبانی همان نقاشی های دوره پیشا تاریخی اند. روایت هایی نمادین یا اساطیری که در اصل و اساس خود بر ناتوانی انسان در برابر طبیعت و مرگ دلالت دارند و نمایانگر علاقه بشر به جاودانگی هستند.

اکدی گیلگمش و انکیدو در حال جنگیدن با گاو
تصویر مهر اکدی گیلگمش و انکیدو در حال جنگیدن با گاو نر وحشی

 

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.