از خلق هنر تا نمایشگاه گردانی

نمایشگاه-گردانی-آموزشگاه-هنری-اید-ه

هنر در گذر زمان درزمینهٔ‌های مشخص سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خاصی ظهور و بروز پیدا می‌کند. هنر مثل هر پدیده دیگری وابسته به زمان و مکانی است که در آن مجال ظهور پیدا کرده است و به تبع آن افرادی در مراحل مختلف آن از خلق تا نمایش دخیل هستند. گاه پادشاهان و گاه صاحبان قدرت‌های مذهبی همچون پاپ‌ها و کلیسا در مراحل مختلف آن نقش داشته‌اند. از قرن هجدهم به بعد با پیدایش مدرنیسم و ایجاد موزه‌ها و مؤسسات عمومی هنر، نوع جدیدی از فضاهای نمایش به هنرمندان اختصاص یافت که این عرصه به‌تدریج با ظهور گالری‌های خصوصی در سده بیستم، فضایی نو را در عرصه نمایش آثار هنری تاریخی و معاصر به وجود آورد، عرصه‌ای که راه را برای ظهور فردی به نام کیوریتور باز کرد.

نمایشگاه گردان، نمایشگاه بان، مجموعه‌ساز، برگزارکننده هنری و … همه معادل‌هایی هستند که امروزه برای واژه انگلیسی کیوریتور یا curator به کار می‌روند. کیورتیور یا نمایشگاه گردان، فردی است که از الف یا یای برگزاری یک نمایشگاه هنری را به عهده دارد. این وظایف را می‌توان طبق گفته‌های هانس اولریش اوبریست در کتاب شیوه‌های هنرگردانی به چهار دسته مشخص تقسیم کرد که شامل حفاظت و نگهداری از آثار و میراث هنری، گزینش و انتخاب، داشتن طرز فکر و رویه‌ای مشخص نسبت به تاریخ هنر و فلسه‌های رایج هنری و دست آخر اَعمال اجرایی شامل نصب، حمل، تنظیم و اطلاع‌رسانی درباره آثار منتخب تقسیم کرد.

ریشه کیوریتور از واژه curare به معنای محافظت و نگهداری کننده آمده است. در رم باستان Curatore خادمِ شهری بود که وظایفی پیش‌پاافتاده اما مهم و ضروری مثل نظارت بر تأسیسات عمومی، گرمابه و فاضلاب را بر عهده داشت. در قرون‌وسطی که بُعد متافیزیکی انسان مورد تأکید قرار گرفت، Curatus در اصل کشیشی بود که از روح انسان مراقبت می‌کرد. به‌تدریج و باگذشت زمان در سده هجدهم میلادی این کلمه برای افرادی مورداستفاده قرار می‌گرفت که از آثار هنری مراقبت می‌کردند. در زمانه معاصر این واژه از اهمیت خاصی برخوردار شده است و رشته‌های دانشگاهی متعددی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در اروپا، آمریکا و سایر کشورها برای آن در نظر گرفته شد و به نظر می‌رسد، روزبه‌روز بازار و تقاضا برای این رشته و کار در این حوزه در حال گسترش است.

 

 

همکاری و رویارویی هنرمندان و نمایشگاه گردان‌ها

ارائه آثار هنری بخش مهمی از روند خلق است، بخشی که بدون آن خلق آثار هنری معنا و کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد. هنرمندان و نمایشگاه گردان‌ها که زمینه‌ساز دیده شدن آثار هنری هستند روابط پیچیده و گاه پرتنشی را در سابقه خود دارند. گاه هنرمندان نقش نمایشگاه گردان‌ها را به عهده گرفته‌اند و گاه نمایشگاه گردان‌ها کار خود را با چنان دقتی به انجام رسانده‌اند که گویی یک اثر هنری واحد را در معرض دید گذاشته‌اند.

منتقد هنری شناخته‌شده، بوریس گرویس معتقد است که هنرمند معاصر به‌عنوان انتخاب‌گر (Artist as selector) عمل می‌کند. رویکردی که شاید ریشه آن را بتوان در کلاژها و حاضر آماده‌های دادائیست‌ها در دهه ۴۰ و پس‌ازآن در هنر مفهومی و رها شدن از شیئیت هنری و آزاد شدن از فضای گالری‌ها در دهه ۶۰ میلادی جستجو کرد. هنرمندان معاصر می‌توانند عناصر و موضوعات خود را انتخاب و با ترکیب آن‌ها با یکدیگر به خلق اثری جدید بپردازند.

نمایشگاه گردان هم از سوی دیگر به‌عنوان یک انتخاب‌گر، نقشی مشابه نقش هنرمند مستقل را بر عهده می‌گیرد و به‌این‌ترتیب جایگاهی همانند هنرمند را در انتخاب و خلق اثری هنری که شامل همه مجموعه آثار به نمایش درآمده است به عهده می‌گیرد؛ نمایشگاه گردانی از این دیدگاه، خلق اثری از مجموع آثار هنری هنرمندان به شمار می‌رود و کل نمایشگاه را می‌توان به‌عنوان یک اثر هنری منفرد در معرض دید و نقد قرار دهد. یکی از بهترین نمونه‌های نمایشگاه گردانی در این مفهوم، نمایشگاه «کتاب زیراکس» است که به سال ۱۹۶۸ و نمایشگاه گردانی سیت سیگلاب برگزار شد. در این نمایشگاه از هفت هنرمند مطرح شامل کارل اندر، رابرت بری، دنیل بورن، جان دیابس، داگلاس هوبلر، جوزف کسوت، لارنس وینر خواسته شد که کاری در ۲۵ صفحه در ابعادی مشخص تولید کنند که بتوان آن را فتوکپی و چاپ کرد. هدف سیگلاب استاندارد کردن زمینه‌های تولید و نمایش بود تا از این طریق تفاوت‌های میان پروژه‌های هنرمندان بیشتر مشخص شود. این نمایشگاه مسئلهٔ بازنمایی آثار در کتاب‌ها از راه سنتی بازتولید را به چالش می‌کشید.

 

از سوی دیگر موزهٔ هنر مدرن MOMA از سال ۲۰۱۱ مجموعه‌ای را بانام «انتخاب هنرمند» راه‌اندازی کرد که در آن از هنرمندان معاصر خواسته می‌شود تا از مجموعه موزه، آثاری را انتخاب و نمایشگاهی را سامان‌دهی کنند و در مرحله بعد این انتخاب از طریق نمایشگاه گردان‌های حرفه‌ای موردبررسی قرار می‌گیرد. پس از جنگ جهانی دوم چنین گرایشی در هنرمندان برای گردآوری آثار هنری به وجود آمد که در پی خارج شدن هنرمندان از آتلیه‌ها و ورود آن‌ها به فضای گالری‌ها رخ داد و هنرمندان مینی‌مالیست و هنرمندان مفهومی نقش مهمی در پیدایش آن داشتند. هنرمند به‌عنوان نمایشگاه گردان در هنر معاصر هم‌زمان با ظهور رسانه‌های جدید هنری و نیاز به حضور و مداخلهٔ هنرمند در آثاری چون چیدمان و آثار مفهومی که در آن صرف خلق اثر به معنی اتمام کار نبود و نحوهٔ چیدمان و قرارگیری آن در فضا بخشی از پروسهٔ شکل‌گیری اثر بود، رخ داد.

امروزه درگیری میان هنرمندان و نمایشگاه گردان‌ها به جریانی تبدیل‌شده است که سبب شده بخشی از هنرمندان، کارهای خودشان را به شکل مستقل ارائه کنند و نمایشگاه‌ گردان‌ها نیز این اختیار را دارند که کارهای هنرمندان را در چنان شکلی ارائه دهند که خود به به اثری هنری تبدیل شود و این‌چنین است که مرزهای میان خلق هنر و ارائه هنر روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر می‌شود به‌گونه‌ای که در آینده نزدیک این گمان می‌روند که دستگاه‌های آموزشی به همان اندازه تأکید بر خلق هنری بر پرورش متخصصانی درزمینهٔ نمایشگاه گردانی و ارائه آثار هنری نیز اهتمام ورزند و در آینده تیم‌های هنری، نقشی مهم تر از افراد در این روند پرفرازو نشیب را داشته باشد.

 

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *